close
تبلیغات در اینترنت
قیامت
loading...

یک سایت...یک دنیا

حوادث قبل از قیامت آيات 1 - 14، سوره تكوير سوره تكوير مكى است و بيست و نه آيه دارد بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِذَا الشمْس كُوِّرَت (1) وَ إِذَا النُّجُومُ انكَدَرَت (2) وَ إِذَا الجِْبَالُ سيرَت (3) وَ إِذَا الْعِشارُ عُطلَت (4) وَ إِذَا الْوُحُوش حُشِرَت (5) وَ إِذَا الْبِحَارُ سجِّرَت (6) وَ إِذَا النُّفُوس زُوِّجَت (7) وَ إِذَا الْمَوْءُدَةُ سئلَت (8) بِأَى ذَنبٍ قُتِلَت (9) وَ إِذَا الصحُف نُشِرَت (10) وَ إِذَا السمَاءُ كُشِطت (11) وَ إِذَا الجَْحِيمُ سعِّرَت (12) وَ إِذَا الجَْنَّةُ…

پیام مدیر سایت

سلام خدمت تمامی دوستان عزیز .ممنونم از این که سایت مارو برای دنبال کردن مطالب مورد نظرتون انتخاب کردین و امیدوارم که لحظات خوبی رو اینجا سپری کنید .ما تمام سعی خودمان را به کار برده ایم تا از انواع مطالب علمی در سایت قرار دهیم مطالبی که میتوان از انها در زندگی روزمره استفاده زیادی کرد .کپی برداری از سایت ازده و چه کاری بهتر از نشر علم است حتی در این مورد حدیثی داریم که میگوید «زکات علم ، نشر ان است»


از همه کاربران گرامی خواهشمندم برای هر چه بهتر شدن سایت مارا از نظرات گرم و صمیمانه خود محروم نکنید

در ضمن از دوستان عزیز دعوت به عمل می اید تا در این سایت عضو شوند و اگر طالب مدیر شدن هستید در قسمت نظرات مارا در جریان بگذارید .



و در اخر برای ظهور اقا امام زمان علیه السلام  بگو «الهم عجل لویک الفرج»



محمد20000 بازدید : 8 شنبه 30 خرداد 1394 زمان : 20:37 نظرات ()

حوادث قبل از قیامت

آيات 1 - 14، سوره تكوير

سوره تكوير مكى است و بيست و نه آيه دارد

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِذَا الشمْس كُوِّرَت (1) وَ إِذَا النُّجُومُ انكَدَرَت (2) وَ إِذَا الجِْبَالُ سيرَت (3) وَ إِذَا الْعِشارُ عُطلَت (4) وَ إِذَا الْوُحُوش حُشِرَت (5) وَ إِذَا الْبِحَارُ سجِّرَت (6) وَ إِذَا النُّفُوس زُوِّجَت (7) وَ إِذَا الْمَوْءُدَةُ سئلَت (8) بِأَى ذَنبٍ قُتِلَت (9) وَ إِذَا الصحُف نُشِرَت (10) وَ إِذَا السمَاءُ كُشِطت (11) وَ إِذَا الجَْحِيمُ سعِّرَت (12) وَ إِذَا الجَْنَّةُ أُزْلِفَت (13) عَلِمَت نَفْسٌ مَّا أَحْضرَت (14)

         ترجمه آيات

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر. زمانى كه آفتاب درهم پيچيده مى شود (1)

و آن روز كه ستارگان سقوط مى كنند (2).

و وقتى كه كوهها از شدت زلزله به راه مى افتند (3).

و هنگامى كه نفيس ترين اموال بى صاحب مى ماند (4).

و روزگارى كه وحشى ها هم مانند انسانها زنده مى شوند (5).

و زمانى كه درياها افروخته گردند (6).

و آن وقت كه نفوس هر يك به جفت مناسب و لايق خود مى رسد (7).

و روزى كه از دختران زنده به گور شده سؤ ال شود (8).

كه به كدامين گناه كشته شدند؟ (9).

و روزى كه نامه هاى اعمال براى حساب باز مى شود (10).

و روزى كه آسمان چون طومار پيچيده مى شوند (11).

و روزى كه دوزخ را مى افروزند (12).

و زمانى كه بهشت را به اهلش نزديك مى سازند (13).

در چنين روزى هر كس مى فهمد كه چه كرده است (14).

ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 348

بيان آيات

مفاد كلى سوره تكوير و زمان نزول آن

اين سوره روز قيامت را با ذكر پاره اى از مقدمات و نشانيهاى آن و پاره اى از آنچه در آن روز واقع مى شود متذكر و يادآور مى شود و آن روز را چنين توصيف مى كند كه : روزى است كه در آن عمل انسان هر چه باشد كشف مى گردد، و سپس قرآن را توصيف مى كند به اينكه از القاآتى است كه رسولى آسمانى كه فرشته وحى است آن را به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) القاء كرده ، و از القاآت شيطانى نيست ، و رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) هم ديوانه نيست ، كه شيطانها او را دست انداخته باشند.

و چنين به نظر مى رسد كه اين سوره از سوره هاى قديمى باشد كه در اوائل بعثت نازل شده ، همچنانكه در متن خود سوره شاهدى بر اين معنا ديده مى شود، و آن اين است كه خداى تعالى رسول گراميش را از آنچه كه دشمنان در باره اش مى گفتند - مثلا ديوانه اش مى خواندند - منزه مى دارد، و معلوم است كه اتهام ها مربوط به اوائل دعوت آن جناب است ، همچنان كه سوره نون هم كه مشتمل بر تنزيه آن جناب از اين تهمت ها است در اوائل بعثت نازل شده ، پس سوره بدون هيچ حرف و ترديدى در مكه نازل شده است .

حوادث و وقايع زمان وقوع قيامت

إِذَا الشمْس كُوِّرَت

كلمه ((تكوير)) كه مصدر فعل ((كورت )) است به معناى پيچيدن چيزى ، و به شكل مدور در آوردن آن است ، نظير پيچيدن عمامه بر سر، و شايد تكوير خورشيد استعاره باشد از اينكه تاريكى بر جرم خورشيد احاطه پيدا مى كند.

وَ إِذَا النُّجُومُ انكَدَرَت

مصدر ((انكدار)) به معناى سقوط است ، و انكدار مرغ از هوا، به معناى آمدنش به طرف زمين است ، و بنابر اين مراد از اين جمله اين است كه در آن روز ستارگان مى ريزند، همچنان كه آيه ((و اذا الكواكب انتثرت )) نيز همين را مى رساند، البته ممكن هم هست از باب كدورت و تيرگى باشد، و مراد اين باشد كه در آن روز ستارگان بى نور مى شوند.

ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 349

وَ إِذَا الجِْبَالُ سيرَت

روزى كه از شدت زلزله آن ، كوهها به راه مى افتند، مندك و متلاشى مى شوند، غبارى پراكنده مى گردند، سرابى (خالى از حقيقت كوهى ) مى شوند، همه اينها تعبيرهايى است كه در قرآن درباره وضع كوهها در آن روز آمده .

مراد از اينكه درباره قيامت فرمود: ((و اذا العشار عطلت و اذا الوحوش حشرت ...))

وَ إِذَا الْعِشارُ عُطلَت

بعضى گفته اند: عشار جمع عشراء است همچنان كه نفاس جمع نفساء - زن زائو - است ، و عشراء به معناى ماده شتر حامله اى است كه ده ماه از حملش گذشته باشد، و همچنان عشرائش مى نامند تا وقتى كه بچه اش را بزايد، و چه بسا كه بعد از زائيدن هم آن را عشراء بخوانند، چون چنين شترى از نفيس ترين اموال عرب به شمار مى رود، و معناى تعطيل شدن عشراء اين است كه در آن روز عرب چنين مال نفيسى را رها مى كند، و هيچ چوپان و دشتبانى كه آن را حفظ كند بر آن نمى گمارد، و گويا در اين جمله اشاره اى بطور كنايه به اين معنا باشد كه همين اموال نفيسى كه مردم در دنيا بر سر آن پنجه به روى هم مى كشند، آن روز بى صاحب مى ماند، كسى نيست كه از آنها استفاده كند، براى اينكه مردم آن روز آنقدر به خود مشغولند كه از هيچ چيز ديگرى ياد نمى كنند، همچنان كه در جاى ديگر فرمود: ((لكل امرى ء منهم يومئذ شاءن يغنيه )).

وَ إِذَا الْوُحُوش حُشِرَت

كلمه وحوش جمع وحش است ، و اين كلمه به معناى حيوانى است كه هرگز با انسانها انس نمى گيرد، مانند درندگان و امثال آن .

و ظاهر آيه از اين جهت كه در سياق آياتى قرار دارد كه روز قيامت را توصيف مى كند، اين است كه وحشى ها هم در روز قيامت مانند انسانها محشور مى شوند، آيه شريفه ((و ما من دابه فى الارض و لا طائر يطير بجناحيه الا امم امثالكم ما فرطنا فى الكتاب من شى ء ثم الى ربهم يحشرون ))، نيز اين احتمال را تاءييد مى كند.

و اما اينكه وحشيان بعد از محشور شدن چه وضعى دارند، و سرانجام كارشان چه مى شود؟ در كلام خداى تعالى و در اخبارى كه قابل اعتماد باشد چيزى كه از اين اسرار پرده بردارد نيامده ،

ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 350

بله چه بسا بتوان از آيه سوره انعام آنجا كه مى فرمايد: ((امم امثالكم )) و نيز آنجا كه مى فرمايد: ((ما فرطنا فى الكتاب من شى ء))، پاره اى رمرها كه فى الجمله وضع را روشن كند استفاده نمود، و آن رموز بر اهل دقت و تدبر پوشيده نيست . و چه بسا بعضى گفته باشند كه : محشور شدن وحشى ها مربوط به روز قيامت نيست ، بلكه از نشانه هاى قبل از قيامت است ، و منظور از آن اين است كه قبل از قيامت (در اثر زلزله هاى پى در پى ) همه وحشى ها از بيشه خود بيرون بجهند.

وَ إِذَا الْبِحَارُ سجِّرَت

تسجير و افروختن درياها، به دو معنا تفسير شده ، يكى افروختن دريايى از آتش و دوم پر شدن درياها از آتش ، و معناى آيه بنا به تفسير اول اين است كه روز قيامت درياها آتشى افروخته مى شود، و بنا بر دوم اين مى شود كه درياها پر از آتش مى شود.

وَ إِذَا النُّفُوس زُوِّجَت

اما نفوس سعيده با زنان بهشت تزويج مى شوند، همچنان كه فرمود: ((لهم فيها ازواج مطهره ))، و نيز فرمود: ((و زوجناهم بحور عين ))، و اما نفوس اشقياء با قرين هاى شيطانيشان ازدواج مى كنند، همچنان كه فرمود: ((احشروا الذين ظلموا و ازواجهم و ما كانوا يعبدون ))، و نيز فرموده : ((و من يعش عن ذكر الرحمن نقيض له شيطانا فهو له قرين )).

وَ إِذَا الْمَوْءُدَةُ سئلَت بِأَى ذَنبٍ قُتِلَت

كلمه ((مووده )) به معناى آن دخترى است كه زنده زنده در گور شده ، و اين مربوط به رسم عرب است كه دختران را از ترس اينكه ننگ به بار آورند زنده زنده در گور مى كردند، همچنان كه آيه زير هم به آن اشاره دارد و مى فرمايد: ((و اذا بشر احدهم بالانثى ظل وجهه مسودا و هو كظيم يتوارى من القوم من سوء ما بشر به ايمسكه على هون ام يدسه فى التراب ))

ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 351

وجه اينكه فرمود از دختران زنده به گور شده پرسيده مى شود: ((باى ذنب قتلت ))

و در حقيقت مسؤ ول قتل اين دختر پدر او است تا انتقام وى را از او بگيرند، ليكن در آيه ، مسؤ ول را خود آن دختر دانسته و مى فرمايد از خود او مى پرسند به چه جرمى كشته شد؟ اين هم نوعى تعريض و توبيخى است از قاتل آن دختر و هم زمينه چينى است براى اينكه آن دختر جرات كند و از خداى تعالى بخواهد كه انتقام خون او را بگيرد، و آنگاه خداى تعالى از قاتل او سبب قتل او را بپرسد، و سپس انتقامش را بگيرد، در نتيجه مى توان گفت اسلوب كلام در اين آيه نظير اسلوب در آيه زير است ، كه مى فرمايد: ((و اذ قال اللّه يا عيسى بن مريم ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين من دون الله )).

و بعضى گفته اند اگر نسبت مسؤ وليت را به خود مووده داده از باب مجاز عقلى است ، و مراد اين است كه : از وضع او پرسش مى شود، نظير مجازى كه در آيه ((ان العهد كان مسئولا)) بكار رفته .

وَ إِذَا الصحُف نُشِرَت

يعنى روزى كه نامه هاى اعمال براى حساب باز مى شود.

وَ إِذَا السمَاءُ كُشِطت

در مجمع البيان گفته : كلمه ((كشط)) به معناى قلع و كندن چيزى است كه سخت به چيز ديگر چسبيده ، و قهرا كندنش نيز به شدت انجام مى شود. و كشط آسمان قهرا با آيه ((و السموات مطويات بيمينه ))، و آيه ((و يوم تشقق السماء بالغمام و نزل الملئكه تنزيلا)) و ساير آيات مربوطه به اين معنا منطبق مى شود.

وَ إِذَا الجَْحِيمُ سعِّرَت

مصدر ((تسعير)) كه فعل ((سعرت )) مشتق از آن است به معناى شعله ور ساختن آتش است ، بطورى كه زبانه بكشد.

ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 352

وَ إِذَا الجَْنَّةُ أُزْلِفَت

مصدر ((ازلاف )) كه فعل مجهول ((ازلفت )) از آن گرفته شده ، به معناى نزديك آوردن است ، منظور اين است كه در قيامت بهشت را به اهل آن نزديك مى كنند تا داخلش شوند.

عَلِمَت نَفْسٌ مَّا أَحْضرَت

اين جمله جواب كلمه ((اذا)) است ، كه در دوازده آيه تكرار شده بود، و منظور از كلمه ((نفس )) جنس آدميان است ، و مراد از جمله ((ما احضرت )) اعمالى است كه هر فردى در دنيا انجام داده ، وقتى گفته مى شود: ((احضرت الشى ء)) معنايش اين است كه : من آن چيز را حاضر يافتم ، همچنان كه وقتى گفته مى شود: ((احمدت الشى ء)) معنايش اين است كه من آن چيز را محمود و پسنديده يافتم .

بنابر اين ، آيه مورد بحث در معناى آيه زير است كه مى فرمايد: ((يوم تجد كل نفس ماعملت من خير محضرا و ما عملت من سوء)).

 

بحث روائى

(رواياتى در معناى آيات گذشته )

در تفسير قمى در ذيل آيه ((اذا الشمس كورت )) فرموده : يعنى خورشيد سياه و تاريك مى شود، و در معناى آيه ((و اذاالنجوم )) انكدرت فرموده : يعنى نورش از بين مى رود، و در ((و اذا الجبال سيرت )) فرموده : حركت مى كند اين همان است كه در آيه ((تحسبها جامده و هى تمرمر السحاب - كوهها را جامد مى پندارى و حال آنكه مانند ابرها در حركتند)) فرمود. و در آيه ((و اذا العشار عطلت )) فرموده اشتران وقتى كه همه خلق مردند بى صاحب مى مانند، كسى نيست شير آنها را بدوشد، و در جمله ((و اذا البحار سجرت )) فرمود: درياهايى كه پيرامون كره زمين هستند همه آتش مى شوند، و در جمله ((و اذا النفوس زوجت )) فرمود: يعنى با حور العين تزويج مى كنند.

و نيز در آن كتاب در روايت ابى الجارود از امام باقر (عليه السلام ) آمده كه در معناى آيه ((و اذا النفوس زوجت )) فرموده : اما اهل بهشت با خيرات حسان (حور العين ) ازدواج مى كنند، و اما اهل دوزخ ، بايد دانست كه با هر انسانى از دوزخيان شيطانى است ، يعنى هر يك از آن كفار و منافقين با شيطان خود كه قرين اوست ازدواج مى كند. ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 353

مؤ لف : ظاهرا از كلمه ((يعنى تا آخر)) روايت ، جزو كلام راوى باشد. و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم و ديلمى از ابى مريم روايت كرده اند كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در معناى آيه ((اذا الشمس كورت )) فرمود: ((در جهنم تكوير مى شود))، و در معناى آيه ((و اذا النجوم انكدرت )) نيز فرمود: ((در جهنم منكدر مى شود))، و هر چيزى و كسى كه به جاى خداى تعالى پرستيده شود در جهنم خواهد بود، به جز عيسى بن مريم و مادرش كه معبود واقع شدند، ولى داخل جهنم نمى شوند، آنان نيز اگر به اين پرستش راضى مى بودند داخل جهنم مى شدند.

و در تفسير قمى در ذيل آيه ((و اذا الصحف نشرت )) فرموده : منظور صحف اعمال است ، و در معناى آيه ((و اذا السماء كشطت )) فرموده يعنى باطل شود.

و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از نعمان بن بشير روايت كرده كه گفت : من از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) شنيدم كه در معناى آيه ((و اذا النفوس زوجت )) مى فرمود: منظور هر دو نفرى است كه به شركت كارى خير و يا گناهى را انجام مى دهند، كه با هم داخل بهشت و يا آتش مى شوند.

ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 354

آيات 1 - 10، سوره واقعهترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 194

آيات 1 - 10، سوره واقعه

سوره واقعه مكى است و هفتاد و شش آيه دارد

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ(1) لَيْس لِوَقْعَتهَا كاذِبَةٌ(2) خَافِضةٌ رَّافِعَةٌ(3) اِذَا رُجَّتِ الاَرْض رَجًّا(4) وَ بُستِ الْجِبَالُ بَسًّا(5) فَكانَت هَبَاءً مُّنبَثًّا(6) وَ كُنتُمْ أَزْوَجاً ثَلَثَةً(7) فَأَصحَب الْمَيْمَنَةِ مَا أَصحَب الْمَيْمَنَةِ(8) وَ أَصحَب المَْشئَمَةِ مَا أَصحَب المَْشئَمَةِ(9) وَ السبِقُونَ السبِقُونَ(10)

  ترجمه آيات

 به نام خداى رحمان و رحيم . وقتى قيامت واقع شود (مؤ منين رستگار، و كفار زيانكار مى شوند) (1).

وقوع قيامت دروغ نيست (2).

اين واقعه تمامى روابط و معيارها را زيرورو مى كند (3).

و با زلزله اى واقع مى شود كه زمين را به شدت تكان مى دهد (4).

به طورى كه كوهها چون آرد خرد شوند (5).

و سپس به صورت غبارى در فضا پراكنده گردند (6).

و شما در آن روز سه طايفه خواهيد بود (7).

اول اصحاب ميمنه و تو چه مى دانى كه اصحاب ميمنه چه شاءن عظيمى دارند (8).

دوم اصحاب مشئمه (شامت و نحوست ) و تو چه مى دانى اصحاب مشئمه چه شقاوتى عظيم دارند(9).

سوم آنهايى كه در دنيا به سوى خيرات و در آخرت به سوى مغفرت و رحمت سبقت مى گيرند (10).

ترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 195

 

 

 

  بيان آيات

 اين سوره ، قيامت كبرى را كه در آن مردم دوباره زنده مى شوند و به حسابشان رسيدگى شده جزا داده مى شوند شرح مى دهد، نخست مقدارى از حوادث هول انگيز آن را ذكر مى كند، حوادث نزديك تر به زندگى دنيايى انسان ، و نزديك تر به زمينى كه در آن زندگى مى كرده ، مى فرمايد: اوضاع و احوال زمين دگرگون مى شود و زمين بالا و پايين و زير و رو مى گردد، زلزله بسيار سهمگين زمين كوهها را متلاشى ، و چون غبار مى سازد، آنگاه مردم را به طور فهرست وار به سه دسته سابقين و اصحاب يمين و اصحاب شمال ، تقسيم نموده ، سرانجام كار هر يك را بيان مى كند.

آنگاه عليه اصحاب شمال كه منكر ربوبيت خداى تعالى و مساءله معاد و تكذيب كننده قرآنند بشر را به توحيد و ايمان به معاد دعوت مى كند استدلال نموده ، در آخر گفتار را با يادآورى حالت احتضار و فرا رسيدن مرگ و سه دسته شدن مردم خاتمه مى دهد.

و اين سوره به شهادت مضمون و سياق آياتش در مكّه نازل شده است .

وجه اينكه از قيامت به ((واقعه )) تعبير فرمود

إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ

وقوع حادثه عبارت است از حدوث و پديد آمدن آن ، و كلمه ((واقعه )) صفتى است كه هر حادثه اى را با آن توصيف مى كنند، (مى گويند: واقعه اى رخ داده ، يعنى حادثه اى پديد شده ) و مراد از واقعه در آيه مورد بحث واقعه قيامت است ، و اگر در اينجا به طور مطلق و بدون بيان آمده ، و نفرموده آن واقعه چيست ، تنها فرموده : ((چون واقعه رخ مى دهد)) مثل اين كه شما بگوييد: ((هر وقت زيد آمد چنين و چنان كن ))، بدين جهت بوده كه بفهماند واقعه قيامت آنقدر معروف است كه توضيح آن و ذكر موصوفش مثل اين مى ماند كه در مثال بالا بگويى ((هر وقت زيد بقال آمد چنين و چنان كن )) با اين كه شنونده شما زيد را به خوبى مى شناسد، وهمين جهت است كه گفته اند: اصلا كلمه ((واقعه )) يكى از نامهاى قيامت است ، قرآن اين نامگذارى را كرده ، همچنان كه نام هاى ديگرى چون ((حاقه ))، و ((قارعه ))، و ((غاشيه )) بر آن نهاده است .

ترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 196

و جمله ((اذا وقعت الواقعة )) به طور ضمنى بر معناى شرطهم دلالت دارد، و جا داشت جزاى آن شرط را بيان كند، و بفرمايد: ((چون قيامت بپا مى شود)) چه مى شود، ولى جزا را نياورد، تا بفهماند آنچه مى شود آنقدر عظيم و مهم است كه به بيان نمى گنجد، ولى به هر حال از سياق آياتى كه در اين سوره اوصاف قيامت را ذكر كرده فهميده مى شود كه آن جزا چه چيز است ، و مردم در آن روز چه وضعى دارند، پس مى شود گفت كه مثلا تقدير كلام : ((اذا وقعت الواقعة فاز المومنون و خسر الكافرون - چون قيامت بپا شود مؤ منين رستگار و كفار زيانكار مى شوند)) مى باشد.

لَيْس لِوَقْعَتهَا كاذِبَةٌ

در مجمع البيان مى گويد: كلمه ((كاذبه )) مانند كلمه ((عافيه )) و كلمه ((عاقبة )) مصدر است .

و بنا به گفته وى معناى آيه چنين مى شود: ((در وقوع و تحقيق قيامت هيچ دروغى نيست )).

ولى بعضى ديگر گفته اند: كلمه مذكور همان اسم فاعل است ، چيزى كه هست در اينجا صفتى است براى موصوفى كه حذف شده ، و تقدير كلام ((ليس لوقعتها قضيه كاذبة )) مى باشد، يعنى براى وقوع قيامت هيچ عامل كه اقتضاى دروغ شدنش را داشته باشد و آن را دروغ كند وجود ندارد.

معناى اينكه در وصف قيامت فرمود: ((خافضة رافعة ))

خَافِضةٌ رَّافِعَةٌ

اين دو كلمه دو خبر است براى ضميرى كه به واقعه بر مى گردد، و تقدير كلام ((هى خافضة وهى رافعة )) است ، يعنى قيامت خافض و رافع است . و خفض درست معناى خلاف رفع را مى دهد، و اما اين كه به چه حساب قيامت پايين آورنده و بالا برنده است بايد گفت كه : اين تعبير كنايه است از اين كه قيامت نظام عالم را زير و رو مى كند، مثلا باطن دلها را كه در دنيا پنهان بود ظاهر مى كند، و آثار اسباب كه در دنيا ظاهر بود، همه مى دانستند آب چه اثرى و آتش چه اثرى دارد، در قيامت پنهان مى شود، يعنى اسباب كلى از اثر مى افتد، و روابط جارى ميان اسباب و مسببات به كلى قطع مى گردد، در دنيا جمعى داراى عزت بودند، و آنان اهل كفر و فسق بودند، كه عزتشان همه جا ظاهر بود، و همچنين جمعى ديگر يعنى اهل تقوا ذلتشان هويدا بود،

ترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 197

ولى در قيامت اثر از عزت كفار و فساق و نشانه اى از ذلت متقين نمى ماند.

إِذَا رُجَّتِ الاَرْض رَجًّا

كلمه ((رج )) كه از ماده ((راء، جيم ، جيم )) است ، به معناى تكان دادن به شدت چيزى است ، و در اين آيه منظور از آن زلزله قيامت است ، كه خداى سبحان در آيه ((ان زلزله الساعة شى ء عظيم )) آن را بس ‍ عظيم توصيف كرده ، در خود آيه مورد بحث نيز با آوردن كلمه ((رجا)) همين عظمت را فهمانده ، چون معمولا آوردن مفعول مطلق براى افاده اينگونه نكته ها است (وقتى مى گويى : من فلان كس را زدم و چه زدنى معنايش است كه نحوه زدنم طورى بود كه ديگر قابل بيان نيست ) در آيه مورد بحث نيز مى فرمايد: چون زمين زلزله مى شود زلزله اى كه شدتش قابل وصف نيست ، و جمله مورد بحث بدل از جمله ((اذا وقعت الواقعة ))، و يا عطف بيان براى آن است ، به هر حال در مقام توضيح آن است .

وَ بُستِ الْجِبَالُ بَسًّا فَكانَت هَبَاءً مُّنبَثًّا

اين آيه عطف است بر كلمه ((رجت ))، و كلمه ((بس )) - با تشديد سين - به معناى خرد كردن است ، يعنى جسمى راداراى حجمى بوده آنقدر بكوبى تا مانند آرد به صورت ذراتى در آيد.

بعضى هم گفته اند: كلمه ((بس )) به معناى به راه انداختن چيزى است ، در حقيقت ((بس جبال ))، همان معنايى را مى رساند كه آيه شريفه ((و سيرت الجبال )) مى رساند.

و كلمه ((هباء)) به معناى غبار است . بعضى هم گفته اند: معناى يك دانه ذره از غبار است ، كه وقتى نور آفتاب از پنجره درون خانه مى تابد اين دانه ها در شعاع آن نور ديده مى شوند. و كلمه ((منبث )) اسم فاعل و يا مفعول از مصدر باب انفعال ، يعنى ((انبثاث )) است ، و انبثاث معناى متفرق شدن ، و متلاشى شدن چيزى است ، و معناى آيه روشن است .

وَ كُنتُمْ أَزْوَجاً ثَلَثَةً

كلمه ((زوج )) به معناى صنف است ، پس ازواج سه گانه يعنى اصناف سه گانه ، و خطاب در اين جمله كه مى فرمايد: در آن روز شما اصنافى سه گانه خواهيد بود به عموم بشر است .

ترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 198

فَأَصحَب الْمَيْمَنَةِ مَا أَصحَب الْمَيْمَنَةِ

اين جمله به خاطر اين كه حرف ((فاء)) بر سر دارد فرع و نتيجه جملات قبل است ، فرعيتى بيان بر مبين دارد، پس اين آيه و دو آيه بعدش بيانگر اصناف سه گانه مذكور است .

مقصود از اصحاب الميمنة

و كلمه ((ميمنة )) از ماده ((يمن )) است كه مقابل شوم است و معنايى بر خلاف آن دارد پس اصحاب ((ميمنه اصحاب )) و دارند گان يمن و سعادتند، و در مقابل آنان ((اصحاب مشئمه )) هستند، كه اصحاب و دارندگان شقاوت و شئامتند.

و اين كه بعضى از مفسرين ميمنه را به يمين يعنى دست راست معنا كرده و گفته اند: اصحاب ميمنة نامه اعمالشان به دست راستشان داده مى شود، به خلاف ديگران ، تفسير صحيحى نيست ، براى اين كه در اين آيه در مقابل اصحاب ميمنة اصحاب مشئمه قرار گرفته ، و اگر ميمنه به معناى دست راست بود بايد در مقابلش اصحاب ميسره يعنى طرف دست چپ قرار گيرد، همچنان كه در آيات بعدى در مقابل اصحاب يمين اصحاب شمال آمده ، و نادرستى اين تفسير روشن است .

كلمه ((ما)) در جمله ((ما اصحاب الميمنة )) استفهامى است ، و مبتدايى است كه خبرش جمله ((اصحاب الميمنة )) است ، و مجموع جمله خبر است براى جمله ((فاصحاب الميمنة ))، و منظور ازاستفهام بزرگداشت و تعظيم شاءن ايشان است .

وَ أَصحَب المَْشئَمَةِ مَا أَصحَب المَْشئَمَةِ

كلمه ((مشئمه )) مانند كلمه ((شوم )) - ضمه شين و سكون همره - مصدر است ، همان طور كه ميمنه مانند كلمه ((يمن )) مصدر است ، و ميمنه و مشئمه به معناى سعادت و شقاوت است .

معناى ((السابقون السابقون ))

وَ السبِقُونَ السبِقُونَ

در قرآن كريم آيه اى كه صلاحيت تفسير سابقون اول را داشته باشد آيه شريفه ((فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات باذن اللّه )) و آيه شريفه ((و لكل وجهه هو موليها فاستبقوا الخيرات ))

ترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 199

آيه شريفه ((اولئك يسارعون فى الخيرات و هم لها سابقون )) است .

كه از اين آيات به دست مى آيد مراد از سابقون ، كسانى هستند كه در خيرات سبقت مى گيرند، و قهرا وقتى اعمال خير سبقت مى گيرند، به مغفرت و رحمتى هم كه در ازاى آن اعمال هست سبقت گرفته اند. و لذا در آيه ((سابقوا الى مغفرة من ربكم و جنة )) به جاى امر به سبقت در اعمال خير، دستور فرموده : به مغفرت و جنت سبقت گيرند، پس ‍ سابقون به خيرات ، سابقون به رحمت و مغفرتند، در آيه مورد بحث هم كه مى فرمايد: ((السابقون السابقون )) مراد از سابقون اول ، سابقين خيرات ، و مراد از سابقون دوم سابقين به اثر خيرات يعنى مغفرت و رحمت است ، اين نظريه ما بود.

ولى بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از سابقون دوم هم همان سابقون اول است و اين تعبير نظير تعبير شاعر است كه مى گويد: ((انا ابوالنجم و شعرى شعرى - من ابوالنجم هستم كه شعر من شعر من است )).

و جمله ((السابقون السابقون )) بنا به گفته ما كه هر يك سبقت در چيزى ديگر است ، مبتدا و خبرند، اولى مبتدا و دومى خبر است ، و معنايش اين كه : سبقت گيرندگان به اعمال خير سبقت گيرندگان به مغفرتند، و بنا به گفته مفسرينى كه هر دو را يكى دانسته اند، دومى تاءكيد اولى مى شود، و جمله ((اولئك المقربون )) خبر مبتدا واقع مى شود.

و اقوال مختلف درباره مراد از سابقين

و مفسرين در تفسير سابقين اقوال ديگرى دارند:

بعضى گفته اند : منظور سبقت گيرندگان به هر عمل و اعتقادى است كه خدا بدان دعوت كرده .

بعضى ديگر گفته اند: منظور كسانى هستند كه به ايمان و اطاعت سبقتى خستگى ناپذير دارند، و در آن كاهلى ندارند.

بعضى ديگر گفته اند: منظور انبياء (عليهم السلام ) هستند كه پيشگامان اهل هر دين هستند.

ترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 200

بعضى ديگر گفته اند: مراد مؤ من آل فرعون و حبيب نجار است كه داستانش در سوره يس آمده ، و نيز على (عليه السلام ) است كه در ايمان به رسول خدا از ديگران سبقت داشت ، و از آنان افضل بود.

بعضى ديگر گفته اند: منظور از سابقين كسانى هستند كه در مكّه مسلمان شدند، و بعد از هجرت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) هجرت كردند.

بعضى ديگر گفته اند: منظور سبقت گيرندگان در نمازهاى پنجگانه اند.

و بعضى گفته اند: كسانى كه به دو قبله نماز گزاردند (يعنى قبل از سال اول هجرت به اسلام در آمدند). بعضى ديگر گفته اند سبقت گيرندگان به جهادند. و بعضى ديگر حرفهايى ديگر دارند. و دو قول اول (كه يكى مى گفت : سبقت گيرندگان به هر عمل و اعتقادى است كه خدا بدان دعوت كرده ، و ديگرى مى گفت كسانى هستند كه به ايمان و اطاعت سبقتى خستگى ناپذير دارند) به همان معنايى كه ما گفتيم بر مى گردد، و سوم و چهارم را بايد به تمثيل حمل كرد (و گفت : نمى خواسته اند بگويند: سابقون اولون فقط افرادى مانند انبياء و مؤ من آل فرعون و حبيب نجار و على بن ابى طالب (عليه السلام ) هستند) و بقيه وجوه اصلا ربطى به آيه ندارد، مگر اين كه آنها را هم به نحوى حمل بر تمثيل كنيم .

 

پبحث روايتى

(رواياتى در ذيل آيه : ((اذا وقعت الواقعه ...)) و مراد از ((السابقون السابقون ))

در كتاب خصال از زهرى روايت آورده كه گفت : از على بن الحسين (عليهما السلام ) شنيدم مى فرمود: كسى كه بين خود و خدا نسبت و رابطه اى برقرار نكرده باشد در دنيا عمرش به حسرت مى گذرد، و دلش از حسرت پاره پاره مى شود، به خدا سوگند دنيا و آخرت وضعى دارند كه تنها مى توان به دو كفه ترازو تشبيهش كرد، هر يك از دو كفه به هر مقدار سنگين شود، كفه ديگر به همان مقدار ناديده گرفته مى شود، آنگاه اين كلام خداى عزوجل را تلاوت كرد كه مى فرمايد: ((اذا وقعت الواقعة )) منظور از واقعه قيامت است ((ليس لوقعتها كاذبه خافضه )) قسم به پروردگار: قيامت پايين مى برد دشمنان خدا را در آتش ((رافعة )) قسم به پروردگار: قيامت بلند مى كند دوستان خدا را به سوى بهشت .

ترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 201

و در تفسير قمى است كه راجع به آيه ((اذا وقعت الواقعه ليس لوقعتها كاذبة )) فرمود: در وقوع قيامت كذبى نيست بلكه حق است ، و خافضه دشمنان خدا را پايين مى آورد و ((رافعه )) اولياى خدا را بلند مى كند، ((اذا رجت الارض رجا))، فرمود: يعنى ابعاض زمين به يكديگر كوفته مى شود ((و بست الجبال بسا))، يعنى كوهها از ريشه كنده مى شوند، ((فكانت هباء منبثا)) فرمود: ((هباء)) آن ذره هايى است كه هنگام تابش نور خورشيد از پنجره به درون خانه ، ستون نورش ديده مى شود، ((و كنتم ازواجا ثلثة ))، يعنى در روز قيامت شما مردم سه دسته خواهيد بود، اول اصحاب ميمنه ، و چه اصحاب ميمنه اى ، و دوم اصحاب مشئمه ، و چه اصحاب مشئمه اى ، و سابقين (در عمل خيرسابقين در مغفرت و رحمتند، و) جلوتر از هر كس ‍ ديگر به بهشت در مى آيند.

مؤ لف : اين كه فرمود: ((جلوتر از هر كس ديگر به بهشت در مى آيند)) تفسير سابقين دوم است .

و در الدر المنثور است كه : عبد بن حميد و ابن جرير و ابن منذر، از على بن ابى طالب (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: ((هباء منبث )) عبارت است از ذرات سرگردان در فضا و ((هباء منثور)) به معناى غبارى است كه در ستون شعاع خورشيد تابيده از پنجره ديده مى شود.

و نيز در همان كتاب آمده كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه در تفسير جمله ((و السابقون السابقون )) گفته : اين آيه درباره حزقيل مؤ من آل فرعون ، و حبيب نجار،داستانش در سوره يس آمده ، و على بن ابى طالب (عليه السلام ) نازل شده ، كه هر يك از آنان پيشگام امت خود بوده ، و على از همه آنان افضل است .

و در مجمع البيان از ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: سابقين چهار كس هستند: اول پسر آدم ، كه به دست برادرش كشته شد، و دوم پيشگام امت موسى بود، كه همان مؤ من آل فرعون است ، سوم پيشگام امت عيسى ، يعنى حبيب نجار است ، و چهارم پيشگام امت اسلام ، يعنى على بن ابى طالب (عليه السلام ) است .

مؤ لف : اين معنا در روضة الواعظين از امام صادق (عليه السلام ) نيز روايت شده .

و شيخ طوسى در امالى خود به سندى كه از ابن عباس دارد از او روايت كرده كه گفت :

ترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 202

از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) معناى آيه شريفه ((و السابقون السابقون اولئك المقربون فى جنات النعيم )) را پرسيدم ، فرمود: جبرئيل به من گفت : اينان عبارتند از على ، و شيعيان او، آرى على و شيعيانش جلوتر از هر كس ديگر به بهشت در مى آيند و كرامت و احترامى كه نزد خدا دارند مقرب درگاه خدايند.

و در كمال الدين به سند خود از خيثمه جعفى از امام ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود: ((السابقون السابقون )) ماييم ، و آخرون هم كه درباره اش فرموده : ((و قليل من الاخرين )) ما هستيم .

و در عيون در باب ((ما جاء عن الرضا (عليه السلام ) من الاخبار المجموعة )) به سند خود از على (عليه السلام ) روايت آورده كه فرمود: آيه شريفه ((و السابقون السابقون اولئك المقربون )) درباره من نازل شده است .

و در مجمع البيان در ذيل همين آيه از على (عليه السلام ) نقل كرده كه فرمود: منظور سبقت گرفتن به انجام نمازهاى پنجگانه است .

مؤ لف : همان طور كه در سابق هم گفتيم ، بايد اين احاديث را حمل بر تمثيل كرد.

ترجمه تفسير الميزان جلد 19 صفحه 203

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
تــــــنـــــهــــــاعـــــشـــــقـــــم $$_________________________$$ $$_______$$$$$$$$$$________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_______$$$$$$$$$$________$$ $$_________________________$$ $$_________________________$$ $$____$$$$$_______$$$$$____$$ $$__$$$$$$$$$___$$$$$$$$$__$$ $$_$$$$$$$$$$$_$$$$$$$$$$$_$$ $$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$_$$ $$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$ $$____$$$$$$$$$$$$$$$$$____$$ $$______$$$$$$$$$$$$$______$$ $$________$$$$$$$$$________$$ $$_________$$$$$$$_________$$ $$__________$$$$$__________$$ $$___________$$$___________$$ $$____________$____________$$ $$_________________________$$ $$_________________________$$ $$_$$$$$$$$$_____$$$$$$$$$_$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$$_______$$$$$$___$$ $$____$$$$$$_____$$$$$$____$$ $$______$$$$$$$$$$$$$______$$ $$________$$$$$$$$$________$$ $$_____ $$ $$_________________________$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات

  • دانلود اهنگ جدید
  • بیوگرافی و عکس
  • علمی ،پزشکی و سلامت
  • قیامت
  • اهنگ برای امام زمان
  • گالری تصاویر
  • موضوعات مختلف
  • ظهور منجی
  • نظرسنجی
    نظر شما درباره این وبلاگ چیست؟





    پیام مدیر سایت

    باسلام خدمت تمامی کاربران سایت .لطفا مطالب مورد نظر خود را در لیست موضوعات سایت دنبال کنید .باتشکر

    کدهای اختصاصی

    كد موسيقي براي وبلاگ

    اهنگ

    کد های تغییر شکل عکس ها

    تغیر شکل عکس

    مزون

    نیازمندیها

    نظر خواهی
  • ابزار جدول لیگ فوتبال
  • 
  • فیلم ماندگار
  • جدول لیگ برتر

    قالب وبلاگ

    دیکشنری

    فال حافظ

    پیام مدیر سایت

    سلام خدمت تمامی دوستان عزیز .اگر مایل به عضو شدن در سایت هستید میتوانید از قسمت سمت چپ اقدام کنید و اگر مایل به تبادل لینک هستید میتوانید از قسمت سمت راست اقدام  کنید